تبلیغات
Xaphan - رؤیای بر باد رفته (داستان واقعی)
Xaphan
welcome
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


مردی را كه آماده آموختن است تعلیم ندادن، انسانی را به هدر دادن است، مردی را كه آماده آموختن نیست تعلیم دادن، سخن به هدر دادن است، خردمند نه انسان را به هدر می دهد و نه سخن را

مدیر وبلاگ : پویا -
نویسندگان
رؤیای بر باد رفته (داستان واقعی)
جك كانفیلد

‏سالها پیش در اسکاتلند خانواده «کلارک» تنها یک رؤیا در سر می پروراند و آن هم سفر به آمریکا و گشت و گذار و سیاحت آن سرزمین بود. کلارک به سختی کار می‌کرد و همسرش صرفه‌جویی، تا بتوانند هزینه این مسافرت رؤیایی را فراهم کنند. البته چند سالی طول کشید تا توانستند به اندازه کافی پول پس‌انداز کنند و پاسپورت‌های خود را بگیرند و خانواده که مرکب از زن و شوهر و هشت بچه بودند عازم سفر شوند و در یک کشتی مجلل تفریحی بلیت‌های خود را رزرو کنند.
‏ناگهان اتفاقی غیر منتظره رویاهای چندین ساله‌اشان را بر باد داد. پسرکوچک کلارک را سگی گاز گرفت و پزشکی که او را معالجه کرد تشخیص بیماری هاری داد و بلافاصله مراتب را به مقامات بهداشتی گزارش کرد. خانواده کلارک در قرنطینه محبوس شد و مقرر گردید دو هفته تمام این محدودیت اعمال شود.
‏کلارک که مغموم و اندوهگین گشته بود روزها به ساحل می‌رفت و شاهد جدا شدن كشتی‌ها از اسکله بندرها می‌شد و با حسرت دور شدن آنها را تماشا می كرد و به سرنوشت سگی خود لعنت می‌فرستاد.
‏پنج روز از این ماجرا نگذشته بود که ناگهان خبر تأسف‌باوی در اسکاتلند پیچید: كشتی تایتانیک که قرار بود کلارک و عائله‌اش با آن به آمریکا بروند در آبهای اقیانوس غرف شده بود. ناو غول پیكری كه در آن عهد و زمانه آن را «غرق ناشدنی» توصیف كرده بودند. تایتانیك با ‏خود صدها مسافر نگون‌بخت را به اعماق دریا کشانده بود. خانواده كلارك نیز که قرار بود با این سفینه مجهز که آن را « شهرک شناور» می‌نامیدند به سفر بروند در اثر یک حادثه غیرمترقبه جا مانده و در نتیجه از مرگی سهمگین نجات یافته بودند. وقتی که آقای کلارك این خبر را شنید دست به دعا برداشت و شکر خدای را بجا آورد.

برگرفته از كتاب:
كانفیلد، جك؛ كودك درون و چراغ جادو؛ برگردان هوشیار رزم آرا؛ چاپ دوم؛ تهران: انتشارات لیوسا 1388.




نوع مطلب : داستانهای واقعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 مهر 1393
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی