تبلیغات
Xaphan - پرسش قدیمی (داستان واقعی)
Xaphan
welcome
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


مردی را كه آماده آموختن است تعلیم ندادن، انسانی را به هدر دادن است، مردی را كه آماده آموختن نیست تعلیم دادن، سخن به هدر دادن است، خردمند نه انسان را به هدر می دهد و نه سخن را

مدیر وبلاگ : پویا -
نویسندگان
پرسش قدیمی (داستان واقعی)
برایان تریسی.

در سال 1951، آلبرت ‏اینشتین، برنده‌ی جایزه‌ی نوبل در فیزیک، در دانشگاه «پرینستون» درس می‌داد. او از دانشجویان سال آخر امتحان گرفته بود و داشت به دفترش می‌رفت. استادیار کنار او راه می‌رفت و اوراق امتحانی دانشجویان را با خود حمل می‌کرد.
‏استادیار که در حضور بزرگ‌ترین فیزیکدان قرن بیستم احساسی از خجالت داشت، از او پرسید: «‏دکتر اینشتین، آیا امتحانی که از این دانشجویان گرفتید همان امتحانی نبود که سال قبل از آن‌ها گرفتید؟» ‏
اینشتین برای لحظه‌ای فکر کرد و گفت: «بله، همان امتحان بود.»
‏استادیار با تردید پرسید: «اما دکتر اینشتین، چگونه می‌توانید به یک کلاس در دو سال پیاپی یک سؤال را بدهید؟»
اینشتین جواب داد: «بله، اما جوابش تغییر کرده است.».


برگرفته از کتاب:
تریسی، برایان؛ راهکار برتر؛ برگردان مهدی قراچه‌داغی؛ چاپ نخست؛ تهران: نشر آسیم 1386.




نوع مطلب : داستانهای واقعی، 
برچسب ها : برایان تریسی،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 3 مهر 1393
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی